دوشنبه 2 تیر 1399 / 10:30|کد خبر : 5343|گروه : سیاسی

روایتی از سرزمین مجاهدت های خاموش؛

شهدای کُردستانی که به واسطه اقدامات تروریستی پژاک داغدار هستند

شهدای کُردستانی که به واسطه اقدامات تروریستی پژاک داغدار هستند

استان کردستان جایگاه شهیدان، رزمندگان، دلاورمردان و جان‌برکفانی است که در اوج مظلومیت و خاموشی متحمل سختی‌های زیادی شدند، اما هیچ‌گاه دست از حمایت از انقلاب اسلامی و مقتدای خود برنداشتند.

به گزارش سراب خبر به نقل از کُردتودی، استان کردستان جایگاه شهیدان، رزمندگان، دلاورمردان و جان‌برکفانی است که در اوج مظلومیت و خاموشی متحمل سختی‌های زیادی شدند، اما هیچ‌گاه دست از حمایت از انقلاب اسلامی و مقتدای خود برنداشتند.

 


 مرور زندگی شهدا نکات زیادی را می‌تواند در خود داشته باشد اما آنچه مهم است این است که می‌آموزیم در هر خانواده و یا جامعه و محیطی باشی می‌توانی شهید شوی. می‌توانی لحظه لحظه زندگی‌ات را گره بزنی به آسمان و قدم بگذاری در سیر الی الله و فنا شوی در این عاشقی.

 


گروهک تروریستی پژاک عامل بسیاری از حملات تروریستی مرزهای غربی کشور است که تاکنون تعداد زیادی از هموطنان و مدافعان وطن را با اقدامات تروریستی و بزدلانه به شهادت رسانده است.

 

یکی از اقدامات تروریستی این گروهک، حمله به پاسگاه یگان ویژه سنندج بود. در تاریخ ۴ اردیبهشت۱۳۸۸، این گروهک تروریستی به پاسگاه مرزی استان کردستان (یگان ویژه سنندج) حمله کرده و دو نفر از پرسنل نیروی انتظامی را به شهادت رساند.

 

 

شهید بابک اسدی سرمستی، افسر وظیفه یکی از شهدای پاسگاه یگان ویژه سنندج می باشد.

 

وی در تاریخ ۱۶آذر۱۳۵۹ در کرمانشاه (شهر اسلام آباد غرب) در خانواده ای مذهبی متولد شد. تحصیلاتش را تا اخذ مدرک لیسانس در رشته تربیت‌بدنی ادامه داد، سپس به کلاس‌های آموزشی نیروی انتظامی رفته، فرمانده پاسگاه قصر شیرین شد.

 

شهید اسدی سرانجام در سحرگاه جمعه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ در حالی که در یگان نظامی خود مشغول به انجام وظیفه بوده مورد حمله  گروهک تروریستی و ضد کرد پژاک قرار گرفته که با جانفشانی خود باعث توقف عملیات تروریستی گروهک شده و در اثر اصابت گلوله مجروح گردیده و ساعتی بعد به درجه رفیع شهادت نائل می گردد.

 

پدر شهید اسدی در ادامه افزود: مردم کردستان انسان های وطن دوست و انقلابی زیاد دارد ولی گروهک تروریستی پژاک یک گروه فریب خورده است که به پشتیبانی کشورهای غربی جهت ضربه زدن به ایران به وجود آمده است.

 

وی همچنین با چشمی گریان ادامه داد که خانواده های زیادی در کردستان به واسطه اقدامات تروریستی پژاک داغدار هستند و من کسانی می شناسم که تنها یک پسر داشتند آن هم تروریست های پژاک ناجوانمردانه به شهادت رساندند

 


وقتی مادر لحظه های زندگی فرزندش را فراموش نمی کند


سنندج را به مقصد شهرستان قروه از توابع استان کردستان ترک کردم، بعد از پیمودن مسیری 95 کیلومتری نزدیک عصر بود که به شهرستان شهید پرور قروه رسیدم .مسیر هموار بود وآدرس سر راست.کوچه مزین شده بود به نام مبارک شهید « آرش زارعی» تنها سربازی که در عملیات تروریستی شهر مرزی مریوان به شهادت رسید. شهیدی که نامش برتارک کوچه منزلشان می درخشید.

 


کاملا مشهود بود که مردم محله افتخار می کردند بچه محل آنها شهید شده است این را از نگاه همسایه ها فهمیدم وقتی نشانی منزل پدر شهید را  نشانم دادند.

 


پدر شهید آمدنم را از راه دور خوش‌‌آمد می‌گوید وبه رسم مهمان نوازی مرا به منزل دعوت کرد، وارد حیاط که شدم اولین چیزی که توجه مرا به خود جلب کرد زندگی دور از تجملات و کاملا ساده  وبی آلایش خانواده شهید بود .

 


مادر و خواهر شهید هم در خانه منتظر آمدنم بودند ،قامت سیاه پوش و چهره غمگین وآرام مادر حکایت از درونی داشت که زیربار غم اولاد خم شده بود.چهارگوشه اتاق عکس شهید و همرزمانش بود گویی این عکس ها تسلای خاطری بود بر غم خانواده تا شاید جای خالی فرزند را پرکند.

 

 

مادر آرش می گوید: پسرم بسیار حرف گوش کن، آرام و بی سروصدا بود، ورزشکارو قهرمان شهر بود همیشه به وجودش افتخارمی کردم،چون تا لحظه ای که زنده بود کسی از دست و زبانش ناراضی نبود.

 


چند شب قبل از شهادتش من وخواهرش خواب دیده بودیم که آرش شهید می شود تاروز شهادتش حس عجیبی آزارم می داد وخودم هم نمی فهمیدم چیست؟ شب قبل از حادثه دست وپاهای خودش وهمرزمانش را حنا بسته بود، انگار خبرداشت که شهید می شود.

 


اشک از چشمانش به پهنای صورتش جاری می شود با گوشه روسریش اشکهایش راپاک می کند، آهی می کشد ومی گوید: آرش فقط یک سرباز وظیفه بود و در حال خدمت به این آب و خاک بود، آن شبی هم که تروریست ها به پاسگاهشان حمله کردند شیرمردانه جلو رفت وسینه سپرکرد تا دست مزدوران وخود فروختگان هرگز به این آب وخاک نرسد ودر این راه هم جانش را فداکرد.

 

 

مادر آرش تنفر وانزجار درونیش نسبت به تروریست ها را برایم بیان می کند و می گوید: اینها مشتی خار و خاشاک هستند که دستمایه آمریکا و اسرائیل و حامیانشان شده اند وهدفشان برادرکشی است، اما بدانند که به لطف خدا در این مملکت هیچ غلطی نمی توانند بکنند و به گفته «مقام معظم رهبری» یکی بزنند ده تا می خورند ما همیشه پشت ولایت فقیه ایستاده ایم ومن حاضرم برای دفاع از آب وخاکمان سه فرزند دیگرم را هم در این راه فداکنم.

 

 

شهیدی که حقوقش را به مسجد و شهدا تخصیص داد

شادمان مرادي از جمله شهدايي است كه در حمله اخير گروهك هاي ضد انقلاب و معاند به پاسگاه مرزي نزديك روستاي دري در شهرستان مريوان به شهادت رسيد، او را فردي معتقد و با ايمان مي شناسند و آنطور كه پدر همسرش مي گويد از 2 ماه قبل از ماه رمضان؛ روزه گرفتن را شروع مي كرد.

 


شهيد پاسدار شادمان مرادي در وصيت نامه خود براي حقوق پس از مرگ نيز برنامه ريزي كرده و سهم فقرا و مسجد را از ياد نبرده است، او 60 درصد حقوق خود را براي تنها فرزندش، 20 درصد را براي همسرش، 10 درصد را براي فقرا و 10 درصد را نيز براي مسجد روستای پايگلان محلي كه در آنجا به دنيا آمده، در نظر گرفته است.
مادر شهيد مرادي مي گويد: شادمان براي همه احترام قائل بود، پاك و با ايمان بود و از اينكه پسرم در راه دفاع از اسلام به شهادت رسيده افتخار مي كنم.

 


پسر ديگر اين مادر بسيجي است و در پايگاه مرزي ديگري در شهرستان مريوان مشغول پاسداري از حريم، امنيت و مرزهاي ايران اسلامي است تا چشم طمع دشمنان را كور كند.


شادمان مرادي هفت سال پيش پدرش را از دست داده و اينك كودك خردسال او نيز با شهادت پدر يتيم شده است.

 

 

شهید بومی مبارزه با گروهک‌های ضد انقلاب

 

شهيد «بختيار امينی» از پاسداران بومی كردستان است كه اول شهريورماه 1389 در درگيری با گروهک پژاک به شهادت رسيد. اين شهيد در سال 54 در روستای پايگان از توابع شهرستان سروآباد متولد شد.

 

 

خواهر این شهید بزرگوار می گوید: خاطرات زيادي از برادرم دارم كه هيچ وقت برايم فراموش‌شدني نيست. چند روز قبل از شهادتش كمي كسالت داشتم. بختيار براي عيادت به همراه خانواده‌اش پيش من آمد و با دلسوزي تمام از همسرش خواست برايم مقداري سوپ درست كند. خودش شخصاً داروهايم را به من داد. هميشه مي‌گفت اگر خدمت در سپاه را انتخاب كرده‌ام نه به عنوان يك شغل بلكه انگيزه و عشقي است كه با تمام وجود برايش ارزش قائلم. برادرم براي ايده، انگيزه و هدفش ارزش قائل بود و با انتخاب اين شغل قدم در مسيري گذاشت كه از مقتدايش امام حسين(ع) آموخته بود.

 

 

 آن روز كه برادرم شبش شهيد شد، دلم مثل سير و سركه مي‌جوشيد. اضطراب عجيبي وجودم را گرفته بود. تلفنم كه به صدا در آمد حس عجيبي داشتم. برداشتم و خبر تصادف بهداد پسر بختيار را به من دادند. فكر كردم حتماً دلشوره‌ام به خاطر همين اتفاق بوده است. ناراحت بودم كه چطور خبر تصادف بهداد را به برادرم بدهم.

 

در حالي كه اشك مي‌ريختم به سرعت از محل كار بيرون آمدم. در طول مسير با تمام وجود از خدا مي‌خواستم اتفاق بدي براي بهداد نيفتاده باشد. به خانه كه رسيدم ديدم بهداد صحيح و سالم است. تازه آنجا بود كه در ميان اشك و آه خانواده خبر شهيد شدن بختيار را شنيدم. شنيدن شهادت عزيزترين انسان زندگي‌ام كه هميشه جاي خالي پدر را برايم پر مي‌كرد بسيار سخت بود. اما به عنوان خواهر دو شهيد به خود افتخار مي‌كنم و تنها هدفم حركت در مسير اهداف و خواسته‌هاي آنان است. زماني كه برادر اولم بعد از ديدار با امام(ره) ترور شد، بختيار تنها چهار سال داشت، اما همين طفل چهار ساله به انسان بزرگي تبديل شد كه با تبعيت از راه پدر و برادر در راه اعتقادات و دفاع از ارزش‌هاي انقلاب به شهادت رسيد.

 


آن هنگام که مردان بی‌ادعا در دورافتاده‌ترین نقاط مرزی وظیفه خود را انجام می‌دهند و ما بی‌هیچ دغدغه‌ای به زندگی و فعالیت‌های روزانه‌مان مشغولیم، ای کاش قدری نیز به یاد این همه ایثار آنها باشیم.

 


میهن، امروز وامدار کیاندارانی است که پیش‌دستانه در راه افزایش امنیت در سرمای منفی 30 درجه با قلبی که دعاهای مردم ایران زمین به آن گرمی می‌بخشند، خدمت می‌کنند.

 


مطمئنا کشوری به پهناوری ایران و مرزهایی با این گستردگی، به خودی خود نمی‌تواند امن باشد، عنایات حضرت حق و همه دستگاه‌های امنیتی و گام‌هایی به استواری گام‌های نیروهای امنیتی می‌خواهد که بی‌منت وجب به وجب این خاک را زیر چتر حمایت خود دارند تا ما امنیت را با همه وجود خود حس کنیم.

 



برچسب ها :


نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
فیلــــم
بیشتــر
فینال جام جهانی کشتی نروژ؛ حسن یزدانی - دیوید تیلور
حضور مردم شهرستان قروه در راهپیمایی موتوری و خودرویی ۲۲ بهمن ۹۹
اجرای طرح شهید سلیمانی و ویزیت رایگان گروه جهادی چشم پزشکی در قروه
ویدیویی غم انگیز از به رگبار بسته شدن خودروی شهید جمال کریمی
باشگاه 9 ماهه ی روستای مالوجه هنوز آب و گاز ندارد
فینال جام جهانی کشتی نروژ؛ حسن یزدانی - دیوید تیلور
حضور مردم شهرستان قروه در راهپیمایی موتوری و خودرویی ۲۲ بهمن ۹۹
اجرای طرح شهید سلیمانی و ویزیت رایگان گروه جهادی چشم پزشکی در قروه
ویدیویی غم انگیز از به رگبار بسته شدن خودروی شهید جمال کریمی
باشگاه 9 ماهه ی روستای مالوجه هنوز آب و گاز ندارد
پربازدیدترین های یک ماه اخیر

ADS In Website

ADS In Website