یکشنبه 30 تیر 1398 / 08:50|کد خبر : 4670|گروه : اجتماعی

آرزوی پسر بچه ای که در قروه آدامس می فروشد؛

دلم می خواهد یک نفر بیاید و بگوید همه آدامس هایت یکجا چند؟ تا زودتر پیش مادرم بروم

دلم می خواهد یک نفر بیاید و بگوید همه آدامس هایت یکجا چند؟ تا زودتر پیش مادرم بروم

اگر چه شاید بارها از کنار او بی تفاوت گذشته باشیم اما در چهره کودکانه اش مردی ایستاده است که بار یک زندگی را به دوش می کشد.

به گزارش خبرنگار سراب خبر، به چراغ قرمز که می رسم پشت یک پراید توقف می کنم و هنوز چند لحظه از ثانیه شمار نگذشته است که پسرکی به آیینه بغل ماشین می چسبد و آدامس هایش را با نگاه معصومانه ای به من نشان می دهد، پیشتر هم او را دیده ام اما شاد هیچوقت فرصتی دست نداده تا بدانم پشت این نگاه معصومانه چه صحبت هایی دارد، چراغ سبز می شود به سمت آن طرف چهارراه می روم و ماشین را پارک می کنم و باز هم به نزد پسر بچه برمی گردم .

_ عمو جان یک بسته آدامس هم به من بده

_ بفرمایید هزار تومان می شود

_ اسمت چیه؟

_ آرمین

و کم کم می شود با آرمین بیشتر حرف زد و درد دل های یک کودک 9 ساله را بهتر شنید .

پدرش را در همان روزهای پیش از مدرسه رفتن از دست داده است و حالا چند سالی است که با مادرش زندگی می کند، مادری که می گوید قدری مریض است و توان کار کردن ندارد .

آرمین نان آور خانواده است و صبح ها را در یکی از چهارراه ها و یا پمپ بنزین ها آدامس می فروشد و بعد از ظهر ها هم سعی می کند با پخش تراکت لقمه نان حلالی را به خانه ببرد.

از مدرسه می گوید و روزهایی که نیمی از آن را باید با حضور در مدرسه بگذراند و نمی تواند کار کند.

او شاگرد اول مدرسه است و سال تحصیلی گذشته را نیز با معدل 20 به پایان رسانده است و دوست دارد در آینده دکتر بشود تا بتواند مادرش را معالجه کند و دیگر نیازی به پرداخت ویزیت پزشک نداشته باشد .

آرمین روزانه چقدر درآمد داری و آیا درآمد تو برای مخارج زندگی شما کافیست؟

اگر بتوانم روزی 2 بسته آدامس بفروشم چیزی حدود 10 هزار تومان درآمد کسب می کنم و بعدازظهرها هم 10 تا 15 هزار تومان با تمام شدن یک بسته تراکت می توانم به دست بیاورم که در مجموع حدود 20 تا 25 هزار تومان در روز درآمد خواهم داشت.

خداراشکر مادرم همیشه از من راضی است و برای سلامتی من دعا می کند و می گوید که برای هزینه های زندگی درامد من کافی است و دیگر نیازی به کار کردن مادرم نیست .

پول هایت را چکار می کنی؟ آیا برای خودت چیزی می خری؟

هر روز که به خانه بر می گردم پول هایم را به مادرم می دهم تا برای هزینه های زندگی نگرانی نداشته باشد و بتواند به راحتی مخارج خانه را تامین کند و سعی می کنم از این پولی که به دست می آورم چیزی برای خودم نخرم تا هر روز بتوانم 20 تا 25 هزار تومان به خانه ببرم.

بزرگترین آرزوی این روزهایت چیست؟

خیلی خیلی دلم می خواهد یک روز یک نفر بیاید و یگوید همه آدامس هایت را یکجا چند می فروشی؟ تا اینگونه بتوانم زودتر به خانه برگردم و در کنار مادرم باشم .

تا حالا کسی یکجا آدامس هایت را خریده است؟

نه متاسفانه تا حالا کسی نیامده است که اینگونه بگوید و من هر روز تا نزدیکی های ظهر آدامس می فروشم و بعد به خانه می روم.

وقتی به سوال های من جواب می دهد ، مدام به سمت خیابان خیره می شود و عبور و مرور ماشین ها را زیر نظر دارد .

انگار خیلی وقتش را گرفته بودم، از من اجازه می گیرد که به سمت ماشین ها برود و باز هم یک آرمین می ماند و آیینه بغل ماشین هایی که باید خود را به انها بچسباند و آدامس هایی که به راننده ها تعارف کند.

آرمینی که اگر چه شاید تنها 9 سال داشته باشد اما مردانه ایستاده تا مادرش به او تکیه کند و خیالش تخت باشد که پسرش غیرت مردانه خود را در دل دارد و حواسش به همه چیز زندگی هست.

به سمت آرمین می روم تا از او خداحافظی کنم دستش را بلند می کند به نشانه اینکه متوجه رفتن من شده است ، به او نزدیک می شوم و با او خداحافظی می کنم و به کودکی نگاه می کنم که تمام آرزویش در زودتر برگشتن به خانه خلاصه می شود و شاید ما کسانی باشیم که هر روز آرمین و آرمین ها را می بینیم و بی تفاوت از کنار آرزوهای آنان می گذریم... راستی آرمین جان نگفتی همه آدامس هایت یکجا چند؟

 



برچسب ها :


نظرات کاربران :

محمد [یکشنبه 30 تیر 1398 | 18:50] پاسخ

سلام
واقعا دست مریزاد برای چنین گزارشی.
اما بنده همیشه جز مخاطبین سایت و کانالتون بودم.
اما ی چیزی که هست این شهرستان پتانسیلهای فراوانی داره خیلی هم زیاد
ازانواع معادن تا.....
اما هیچوقت ثروتمندان این شهر بفکر سرمایه گذاری دراین شهرنبوده اند و ظرفیتهارو بدرستی بیان نکرده اند
امثال آرمینهای عزیز آینده میخوان
وضعیت نگران کننده ای در انتظار هستش برای نسل و جوانان امروزمون
پیگیر کنید بخاطر رضای خدا از مسئولین که کارخانه های صنعتی دراین شهرستان افتتاح شود
همیشه داد زدیم خواهش کردیم تمنا کردیم نمونه های خواهش هامون همین زنجیره فولاد ووووودراین شهرستان

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
فیلــــم
بیشتــر
یه خر رو چطوری توی یخچال جا میکنن؟
کلیپ شهدای مظلوم روستای دگن
اختتامیه اولین رویداد تخصصی فضای مجازی بسیج / معرفی چهره سال فضای مجازی
فیلم/ خوشحالی مردم شهرستان قروه از صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی 2018 روسیه
مستند جنجالی چرخ/ قسمت پنجم
یه خر رو چطوری توی یخچال جا میکنن؟
کلیپ شهدای مظلوم روستای دگن
اختتامیه اولین رویداد تخصصی فضای مجازی بسیج / معرفی چهره سال فضای مجازی
فیلم/ خوشحالی مردم شهرستان قروه از صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی 2018 روسیه
مستند جنجالی چرخ/ قسمت پنجم
آخرین اخبار
پربازدیدترین های یک ماه اخیر

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

پیشخوان روزنامه ها