چهارشنبه 10 بهمن 1397 / 09:43|کد خبر : 4361|گروه : کنگره

کنگره 5400 شهید استان کردستان

وقتی عشق زمینی پلکانی برای رسیدن به معشوق حقیقی باشد / دلدادگانی که با هم پرواز می کنند

وقتی عشق زمینی پلکانی برای رسیدن به معشوق حقیقی باشد / دلدادگانی که با هم پرواز می کنند

گاهی عشق تنها در رسیدن به یکدیگر خلاصه نخواهد شد ، آری عشق انجایی به زیبایی می رسد که عاشقان را در کنار یکدیگر به معشوق حقیقی برساند.

به گزارش خبرنگار سراب خبر، شهادت پایان نیست، آغاز است، تولدی دیگر است در جهانی فراتر از آنکه عقل زمینی به ساحت قدسی آن راه یابد؛ تولد ستاره‌ای است که پرتو نورش عرصه زمان را در می‌نوردد و زمین را به نور رب‌الارباب اشراق می‌بخشد.

شهادت قلبی است که خون حیات را در شریان‌های سپاه حق می‌دواند و آن را زنده نگه می‌دارد.

امروز در کنار عباس حسنی پدرام فرزند شهید حسین حسنی پدرام و شهیده بیگ زاده عبدی هستیم.

فرزند شهیدی که نه تنها پدر را ، که مادر را هم در راه دفاع از انقلاب اسلامی از دست داده است.

فرزند شهیدی که در کنار تنها خواهر و 3 برادر دیگرش طعم تلخ دوری از پدر و مادر را سال هاست که تجربه می کند.

دعوت می کنیم تا امروز همراه ما خواننده این گفتگوی شنیدنی با عباس حسنی پدرام باشید.

پدر و مادر شما متولد چه سالی بودند و چگونه با یکدیگر آشنا شدند؟

به نام خدا ، شهید حسین حسنی پدرام در روز دهم فروردین ماه سال 1336 در روستای شیخ جراح از توابع کبودر آهنگ همدان به دنیا آمد و نوجوانی بیش نبود که پدر خود را از دست داد و سرپرستی خانواده را بر عهده گرفته بود و به همین دلیل مجبور به ترک تحصیل شده بود.

شهیده بیگ زاده عبدی نیز اهل روستای قزلجکند از توابع بخش دلبران و متولد دهم شهریور ماه سال 1336 بودند که پس از اینکه پدرم به سن نوجوانی می رسند همراه با مادر خود از روستای شیخ جراح برای ادامه زندگی به روستای قزلجکند ( که تقریبا 30 دقیقه با یکدیگر فاصله دارند) آمده بودند و در انجا ساکن شدند.

پدر و مادرم پیش از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و در روز پانزدهم فروردین ماه سال 1354 با یکدیگر ازدواج کردند و در روستای قزلجکند زندگی عادی خود را سپری می کردند.

اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با تشکیل سپاه پاسداران پدرم به جمع پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و در جهت دفاع از مرزهای کشور و برای مقابله با ضد انقلاب و رژیم بعثی عراق به جبهه جنگ اعزام شد .

پدر شما در چه مناطقی حضور داشتند و آیا شما از ایشان خاطره ای دارید؟

پدرم از سال 1360 که وارد سپاه پاسداران شده بود در مناطق مختلف عملیاتی استان کردستان حضور داشت و در موچش، کامیاران ، دهگلان، سنندج ، سقز و بانه در عملیات های پاکسازی منطقه از ضد انقلاب نقش خود را به عنوان فرمانده ایفا کرده بود.

یکی از همرزمان شهید حسنی پدرام می گوید وقتی در سال 61 جهت پاکسازی قله آویهنگ مریوان از طرف گردان شهید بهشتی کامیاران به منطقه عملیاتی اعزام شدیم در دامنه های کوه 8 نفر شهید داده بودیم و بسیاری از ما بر این نظر بودیم که عقب نشینی کنیم اما شهید حسنی پدرام گفت: "ما نباید اجازه بدهیم خون این شهیدان پایمال شود و باید بمانیم و با دشمن بجنگیم" که همین سخنان شهید حسنی پدرام باعث شد در برابر دشمن بایستیم و قله را پس بگیریم و بعد از ان دیگر هیچوقت قله آویهنگ در اختیار ضد انقلاب قرار نگرفت.

پدرم بسیار شجاع و نترس بود و همه از توانمندی او در هدایت نیروها و رهبری در جنگ خبر می دادند.

چگونه شد که پدر و مادر شما در کنار هم شهید شدند؟

جریان شهادت به اینصورت بود که در اولین بمباران شهر قروه ما هم در قروه بودیم و پس از بمباران به روستای قزلجکند رفتیم تا از بمباران در امان باشیم .

روز 24 بهمن ماه بود که پدرم از جبهه به خانه امده بود و گفت در خواب دیده است که تمام خانواده در بمباران شهید شده اند، در آن روز پدرم خیلی نگران بود و گفت من نمی توانم با خیال راحت در جبهه باشم و خواب نگران کننده ای دیده ام .

ما در روستای قزلجکند در منزل عمه خود بودیم و پس از گفته های پدرم خانه مادربزرگ را مرتب کردیم تا از قروه به قزلجکند به صورت کامل اما موقت نقل مکان کنیم.

در آن دوران اخوی کوچکم 6 سال داشت و از آنجایی که وابستگی شدیدی به پدر و مادرم داشت غیر ممکن بود که پدر و مادرم جایی بروند و او را همراه خود نبرده باشند اما این بار او را به همراه خود به قروه نبردند و این حکمت الهی بود که ما در روستا ماندیم تا آنها به قروه بروند و اثاثیه خانه را به همراه خود به قزلجکند بیاورند.

آن روز من در مدرسه بودم و در کلاس سوم ابتدایی تحصیل می کردم اما زمانی که در قروه بمباران شده بود من به گریه افتادم و به خوبی به یاد دارم که دلم از شهادت پدر و مادرم خبر می داد و با اینکه معلمین و دیگر دانش اموزان من را دلداری می دادند فهمیده بودم که پدر و مادرم هر دو شهید شده اند.

واقعیت نیز همین گونه بود و آنها به آرزوی خود رسیده بودند و هر دو در بمباران قروه در کنار هم شهید شده بودند.

به نظر شما چه چیزی باعث شد که پدر و مادرتان در کنار یکدیگر شهید شوند؟

پدر و مادرم بسیار به یکدیگر علاقه مند بودند و مادرم همیشه می گفت اگر تو شهید شوی من چکار کنم؟

یکبار تلویزیون را نگاه می کردیم که جبهه را نشان می داد و مادرم شروع کرد به گریه کردن و میگفت خوشا بحال این مردان که می توانند به جبهه بروند و شهید شوند اما ما نمی توانیم

مادرم همیشه در آرزوی شهادت در راه خدا بود و همیشه عشق و علاقه خود را به شهادت نشان می دهد از طرفی عشق و علاقه پدر و مادرم به یکدیگر نیز در این مسیر بی تاثیر نبود ، پدرم چندین سال در جبهه حضور داشت اما شهید نشد و زمانی شهید شد که در کنار مادرم قرار داشت.

پس از شهادت پدر و مادر شما در چه وضعیتی بودید ؟

نبود پدر و مادرم یک درد بزرگ بود اما نگاه ترحم آمیزی که برای ما در روستای قزلجکند وجود داشت بسیار ما را رنج می داد

عمه من ما را بزرگ کرد و سرپرستی ما را برعهده داشت و بسیار به ما محبت کرد و در شرایطی که دیگران او را از نگهداری ما سرد می کردند اما او در کنار ما بود و تا انجایی که توانست برای بزرگ کردن ما تلاش کرد.

اما با این حال ما خیلی احساس غربت داشتیم ، زمانی که می دیدیم دیگر فرزندان پدر و مادر دارند و از محبت انها برخوردارند بسیار ناراحت می شدیم.

خواهرم یک دختر 10 ساله بود و علی رغم تمامی محبت هایی که عمه به ما داشت شبیه به یک دختر 25 ساله همه کارها را انجام می داد و بسیاری اوقات می دیدم که در خلوت خود گریه می کند و برایم تحمل این دردها خیلی سخت بود.

در واقع در آن روزها ما نمی دانستیم که بزرگ شده ایم و همدیگر را دلداری می دهیم یا کودک هستیم و باید به بازی های کودکی بپردازیم.

یکی از برادرهایم که ان زمان یک سال و نیم سن داشت همیشه می گوید من از کسانی که به روی پدر و مادر خود پرخاشگری می کنند بسیار ناراحت می شوم و دلخور می شوم که قدر پدر و مادر خود را نمی دانند و تنها آرزوی من این است که فقط یکبار پدر و مادرم را در خواب ببینم و دستی بر سرم بکشند که من محبت والدینم را احساس کنم.

آن روزها چه چیزی شما را آرام می کرد؟

خداوند در قبال این همه سختی به ما آرامش داده بود و تنها دلخوشی ما این بود که پدر و مادرمان شهید شده بودند و تمام این سختی ها با یاداوری تلخی های فرزندان امام حسین (ع) برای ما قابل تحمل می شد .

درست است که ما سختی های بسیاری را کشیدیم اما حقیقتا و صادقانه بگویم ما همگی امروز احساس غرور داریم

من امروز این انگیزه را دارم که در آن دنیا کسی هست که شفاعت ما را بکند و بخاطر پاکی پدر و مادرم احساس شور و سعف دارم.

امروز به عنوان فرزند شهید چه انتظاری از ملت ایران اسلامی دارید؟

ببینید ما این انقلاب را به راحتی به دست نیاورده ایم و خون های زیادی برای به ثمر رسیدن ان تقدیم شده است.

انتظار من این است که قدردان انقلاب اسلامی باشیم و در راه تبعیت از ولایت فقیه کوتاهی نکنیم.

امروز تبعیت از ولایت فقیه وظیفه ای است که بر گردن همه مردم عزیز ایران اسلامی و همه مسلمانان جهان قرار دارد و باید قدردان این نعمت بزرگ الهی باشیم.

 

و شما رفتید...

و شما رفتید تا به یاد بیاورم ان صحنه ای را که دیگر هیچکس در کنار رقیه (ع) نمانده بود ، رفتید تا بدانم که کودکی هایم را نمی توانم در انتظار درآوردن ریگ از کفش هایم به دست مادری مهربان و دلسوز سپری کنم.

رفتید تا من بمانم و آرزوی یکبار دیدنتان در خواب.

و شما رفتید تا بدانم آسان به دست نخواهد امد پرچم سه رنگی که برای استوار ماندنش بر فراز قله های وطن خون ها ریخته شده و اشک ها گداخته گردیده ...

مادرم، پدرم ... شما رفتید تا امروز در کنار فرزندانتان لبخندی بر لب بنشانید و آروزیی جز سعادت وطن نداشته باشید.

و شما رفتید تا شاهد روزهای سبز ایران باشید .

روحتان شاد، راهتان پر رهرو




برچسب ها :

کنگرهکنگره 5400 شهید استان کردستانقروهشهدای مظلوم کردستانشهدای کردستانسپاهبسیجشهید حسین حسنی پدرامشهیده بیگ زاده عبدیقزلجکندحسنی پدرام

نظرات کاربران :

محمد [چهارشنبه 10 بهمن 1397 | 13:10] پاسخ

روحشان شاد و یادشان گرامی باد

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
فیلــــم
بیشتــر
کلیپ شهدای مظلوم روستای دگن
اختتامیه اولین رویداد تخصصی فضای مجازی بسیج / معرفی چهره سال فضای مجازی
فیلم/ خوشحالی مردم شهرستان قروه از صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی 2018 روسیه
مستند جنجالی چرخ/ قسمت پنجم
شکستن شاخه درخت در روز سیزده بدر در قروه
کلیپ شهدای مظلوم روستای دگن
اختتامیه اولین رویداد تخصصی فضای مجازی بسیج / معرفی چهره سال فضای مجازی
فیلم/ خوشحالی مردم شهرستان قروه از صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی 2018 روسیه
مستند جنجالی چرخ/ قسمت پنجم
شکستن شاخه درخت در روز سیزده بدر در قروه
آخرین اخبار
پربازدیدترین های یک ماه اخیر

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

پیشخوان روزنامه ها