یکشنبه 7 مرداد 1397 / 11:29|کد خبر : 4086|گروه : سیاسی

گفت‌وگو با خانواده سرباز شهیدی که تنها یک ماه به پایان خدمتش باقی مانده بود/آرش جمعه زنگ نزد

گفت‌وگو با خانواده سرباز شهیدی که تنها یک ماه به پایان خدمتش باقی مانده بود/آرش جمعه زنگ نزد

هشت روز از شهادت آرش زارعی می‌گذرد. سرباز وظیفه‌ای که همراه با ١٠ نفر دیگر در پاسگاه مرزی دری در حوالی مریوان، به دنبال حمله مسلحانه گروه تروریستی پژاک شهید شد. جوان ٢٤ ساله‌ای که کمتر از یک ماه دیگر سربازی‌اش به پایان می‌رسید. او مهندس معمار بود...

به گزارش سراب خبر،  هشت روز از شهادت آرش زارعی می‌گذرد. سرباز وظیفه‌ای که همراه با ١٠ نفر دیگر در پاسگاه مرزی دری در حوالی مریوان، به دنبال حمله مسلحانه گروه تروریستی پژاک شهید شد. جوان ٢٤ ساله‌ای که کمتر از یک ماه دیگر سربازی‌اش به پایان می‌رسید. او مهندس معمار بود. مدتی هم در یک شرکت ساختمانی در تهران مشغول به کار شد.  حالا چند روز است که این سرباز وطن در آرامستان شهدای قروه آرام گرفته است. اما خانواده داغدار آرش از نبودش بی‌قرارند و هنوز رفتنش را باور نکرده‌اند. آن‌چه در ادامه می‌خوانید، گفت‌وگوی «شهروند» با پدر این سرباز شهید است:

 


  چطور از ماجرای حمله به پاسگاه مرزی و شهادت آرش مطلع شدید؟

 


چند روزی بود از آرش بی‌خبر بودیم. او معمولا هفته‌ای دو بار با ما تماس می‌گرفت. جمعه‌ها هم زنگ می‌زد و با همه خانواده صحبت می‌کرد. اما آن هفته اصلا تماس نگرفت. چندبار سعی کردم با پاسگاه تماس بگیرم، اما موفق نشدم. مادرش حسابی نگران شده بود. جمعه همان هفته هم منتظر شدیم، اما خبری از آرش نشد. قرار شد فردای آن روز به مریوان برویم تا آرش را ببینیم. شنبه صبح داشتیم آماده می‌شدیم به مریوان و پاسگاه مرزی دری برویم که موبایلم زنگ خورد. مرد ناشناسی از پشت تلفن به ما گفت:«شما پدر آرش رضایی هستید، او شهید شده.» من اولش باورم نشد، چون فامیلی را اشتباه گفته بود، بعد چندتا نشانی داد، همش درست بود. یعنی همه آنها مشخصات آرش بود. ساعت ١٠:٣٠ بود که این خبر را شنیدم. همه دنیا روی سرم خراب شد. آنها فقط فامیلی آرش را اشتباه کرده بودند.

 

آنها به ما گفتند که ساعت ٣ صبح شنبه به پاسگاه حمله شده و ١١ نفر شهید شده‌اند و سه نفر از آنها قروه‌ای بودند. البته شهید حضرتی و عبدی اهل روستاهای اطراف قروه هستند. ما ساکن خود قروه هستیم.


  آرش چند سال داشت؟


متولد ٧٣ بود. آرش بچه اول من بود. داغ فرزند خیلی سخت است. من و مادرش او را خیلی دوست داشتیم.

 


  تنها پسر شما بود؟


نه، من دو پسر دیگر دارم که از آرش کوچکتر هستند. یک دختر هم دارم.


  چقدر به پایان سربازی‌اش مانده بود؟


کمتر از یک ماه دیگر خدمتش تمام می‌شد. ١٢ ماه خدمت کرده بود، ٦ ماه هم کسری خدمت داشت. سختی محل خدمت هم داشت. به همین خاطر قرار بود اواخر این ماه سربازی‌اش تمام شود. همین موضوع من و همسرم را بیشتر آزار می‌دهد، فقط به خاطر چند هفته آرش شهید شد.

 


  آرش از همان ابتدا در پاسگاه مرزی مشغول خدمت شد؟


نه. چند ماه پیش به آنجا منتقل شد. ما هم خیلی نگران بودیم. پاسگاه‌های مرزی در این منطقه خیلی خطرناک هستند. هرلحظه احتمال دارد، یک حادثه ای رخ بدهد. چندبار با او صحبت کردم. اما او به ما دلداری می‌داد. چند وقت پیش به مرخصی آمده بود، به او گفتم که من و مادرت نگرانت هستیم، اما او در جواب گفت، بابا نگران نباش هرچه خدا بخواهد همان می‌شود.

 


  آخرین بار کی او را دیدید؟


٥ تیرماه بود که به خانه آمد. دو هفته خانه بود. روز سه‌شنبه دوباره به محل خدمتش رفت. البته من خانه نبودم. برای کاری چند روزی به تهران رفته بودم. او پیش مادرش و بچه‌ها بود. وقتی من برگشتم او رفته بود. حتی نتوانستم برای آخرین بار با پسرم خداحافظی کنم.

 


  شغل شما چیست؟


من کارگر ساختمانی هستم. برای کارم به تهران رفته بودم.

 


  آرش هم در این کار به شما کمک می‌کرد؟


نه. او خودش شغل خوبی داشت. او مهندس بود. چندماه در تهران مشغول کار بود. اما به او گفته بودند که باید خدمتش را تمام کند. او  دوست داشت در همان رشته‌ای  که درس خوانده کار کند.


  او در چه رشته ای تحصیل کرده بود؟


معماری. مهندس معمار بود. در تهران در یک شرکت به طور موقت مشغول به کار شده بود که برای خدمت مجبور شد موقتا کارش را رها کند.


  کی او را دفن کردید؟


شنبه شب پیکر آرش و دو شهید دیگر این حادثه را به قروه آوردند. یکشنبه او را تشییع کردیم و به خاک سپردیم. از آن روز تا الان مادرش مدام گریه می‌کند. خواهر و برادرانش مدام بهانه آرش را می‌گیرند. به خصوص دخترم. خانه ما شده ماتمکده. واقعا نمی‌دانم چه کار کنم.

 

نمی‌خواهم جلوی بچه‌ها خودم را ببازم، سعی می‌کنم همسرم را تسلی بدهم و بچه‌ها را آرام کنم. اما خودم هم واقعا تحمل این درد و داغ را ندارم. من همه بچه‌هایم را دوست دارم، اما  آرش برای من چیز دیگری بود/ شهروند



برچسب ها :


نظرات کاربران :

میلاد زرین [یکشنبه 7 مرداد 1397 | 11:51] پاسخ

روحش شاد و یادش گرامی

حیدر قبادی [سه شنبه 9 مرداد 1397 | 19:28]

روحش شاد و یادش گرامی باد

حمید شریفی [یکشنبه 7 مرداد 1397 | 13:42] پاسخ

خداوند صبر به خانواده آقای زارعی بده من آرش میشناختم واقعا پهلوان بود خدا رحمتش کند روحش شاد ویادش گرامی

فضلي شهروند قروه اي ساكن تهران [یکشنبه 7 مرداد 1397 | 13:59] پاسخ

ازخداوند منان طلب صبر براي خانواده ي آرش عزيز دارم بسيار متاسفم ما در غم شما شريكيم.

ج.ع [یکشنبه 7 مرداد 1397 | 14:07] پاسخ

خداوند به خانواده این شهید عزیز صبر عنایت فرماید.شهدا مایه افتخار همه هستند وما هم مدیون شهداییم.
اما گاش مسئولین هم در پیروی از شهدا مقدادی به فکر خدمت به مردم بودند.
شهدا در قهقهه مستانه شان عندربهم یرزقون هستند
خدایا ما را شرمنده شهدا نکن.آمین

م فعله گری.فرهنگی [یکشنبه 7 مرداد 1397 | 14:36] پاسخ

روح شهید آرش ودیگر شهدای همرزم این شهید شاد وانشاالله با امام حسین محشور شوند.این شهدا مایه افتخار کشور وملت ایران هستند چرا که درسایه فداکاری این عزیزان ما آرامش داریم.انشاالله خدا به پدر ومادرانشون صبر بده.

محمدگروسی [یکشنبه 7 مرداد 1397 | 18:21] پاسخ

محمدگروسی [یکشنبه 7 مرداد 1397 | 18:39] پاسخ

سلام ب پدرداغدیده ارش زارعی وهمه ی پدران داغدیده ی این مرز وبوم من کوچکترازانم ک بخواهم شمارودلداری بدهم من نمیدونم چطوروچگونه ارش روب اینجارسوندیدمطمینم خون دلهای زیادی خوردیدبرهیچکس پنهان نیست اماهرکسی لیاقت شهادت نداره که ارش شماانتخاب شده بود مطمین باشیدخداروارش حساب دیگه ای بازکرده که انقدربزرگ شدکه همه ی ماروهم که تابه اون روز نمیدونستیم ارشی هست داغدارکردماروهم درغم خودتون شریک بدونیدامیداین رودارم که قدرخون ریخته شون روبدونیم وانتقامشون گرفته بشه انشاالله باظهورامام زمانمون دست دشمنامونم کوتاه بشه ب امیدخدا،خداصبرتون بده

علی [دوشنبه 8 مرداد 1397 | 09:14] پاسخ

خداوند روحش را شادکند خدا به خانواده داغدارش صبر بدهد.چه سعادتی بهتر از این.این سعادت هم نصیب هر کسی نمیشود.شما پدر عزیز مارا در غمتون شریک بدانید.

رضا حنیفی [دوشنبه 8 مرداد 1397 | 23:18] پاسخ

اقای زارعی صمیمانه بشما و خانواده محترمتان تسلیت عرض میکنم در غم جانسوز فرزند دلبندتان بنده را شریک بدانید انشالله خداوند با شهدای دشت کربلا محشورشان فرماید

رضایی [سه شنبه 9 مرداد 1397 | 01:49] پاسخ

با سلام و احترام به این خانواده عزیز.
خدا فرزند عزیزتان را رحمت کنه و به شما خانواده دل شکسته صبر عطا بفرما ید.

علی سفیری [سه شنبه 9 مرداد 1397 | 12:34] پاسخ

خدارحمتش کنه روحش شادبا خدابیامرزارش همکلاس بودم خوب میشناختمش زمانی که عکسش دیدم خیلی ناداحت شدم

علی اشرف عبدی [سه شنبه 9 مرداد 1397 | 12:35] پاسخ

خدمت خانواده شهید مدافع مرزی کشورمان.شهیدزارعی صمیمانه عرض سلام وادب دارم
پدرعزیزفرزندحضرتعالی درعالم اخرت همنشین انبیاوصلحااست ودارای مقام شفاعت هست واین مایه افتخاره
خداوندبه پدر ومادر و...صبرعنایت فرماید

حیدر قبادی [سه شنبه 9 مرداد 1397 | 19:29] پاسخ

روحش شاد

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
فیلــــم
بیشتــر
اختتامیه اولین رویداد تخصصی فضای مجازی بسیج / معرفی چهره سال فضای مجازی
فیلم/ خوشحالی مردم شهرستان قروه از صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی 2018 روسیه
مستند جنجالی چرخ/ قسمت پنجم
شکستن شاخه درخت در روز سیزده بدر در قروه
اختصاصی/ نگاهی متفاوت به دربی 84 و غم و شادی های بعد از بازی
اختتامیه اولین رویداد تخصصی فضای مجازی بسیج / معرفی چهره سال فضای مجازی
فیلم/ خوشحالی مردم شهرستان قروه از صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی 2018 روسیه
مستند جنجالی چرخ/ قسمت پنجم
شکستن شاخه درخت در روز سیزده بدر در قروه
اختصاصی/ نگاهی متفاوت به دربی 84 و غم و شادی های بعد از بازی
آخرین اخبار
پربازدیدترین های یک ماه اخیر