چهارشنبه 21 مهر 1395 / 11:28|کد خبر : 2410|گروه : اجتماعی

سلام بر تو ای خون خدا / عاشوراییان قروه ای در سوگ سالار شهیدان بر سینه می زنند + تصاویر

سلام بر تو ای خون خدا /  عاشوراییان قروه ای در سوگ سالار شهیدان بر سینه می زنند + تصاویر

لحظه ها مي گذرند و زمان اندك اندك پير مي شود. حالا ديگر كاروان حسين دو گروه شده است، گروهي ازآنان به سفر آسمانها رفته اند و ميهماني خداوند و گروهي از آنان هنوز ساكن زمينند تا به سفري ديگر بروند سفر اسارت كه از آن گريزي نيست.

به گزارش خبرنگار سراب خبر، مردم عزادار شهرستان قروه آمده اند تا سلامی دهند بر سرور و سالار شهیدان، آمده اند تا بگویند سلام بر زمزمي که از کربلا مي جوشد. سلام بر موسم عاشورا، سلام بر غزلهاي عاشقانه حسيني. سلام بر سجاده هاي مرطوب گريه. سلام بر ترک هاي قلب حزن و اندوه. 
اي حسين! آن کدام خيال نازک بيني است که حرکت عاشقانه و سترگ تو را از سر درک و درد به کمال فهم کند؟ 
حسين جان! راه تو، راه دل است و هر گاه عاشقي به دل توجه کند، تو را مي يابد و مرقد تو در دل دوستداران عاشق توست.

حسين! اي خون خدا! سلام بر تو که در قامت شمشير و هيبت نور به خيمه هاي آه و گداز پيوستي و مهياي کارزار شدي. 
کدام چشم است که مرثيه ات را بشنود و خونابه غم مظلوميت و غربت انسان را از ديدگان فرو نريزد؟ 
اي حسين! ما بزم نشينان کوفي نيستيم. جانمان فدايت! پيشه ما عهدشکني نيست و رسممان بي وفايي. 
ما از اين روزگار ظلماني خسته ايم. 
سيد و سالار شهيدان! عشقت را چون باران بر سرزمين کويري روحمان بباران. 


اي حسين! در شگفتيم که پس از مصيبت خون بار عاشورا و شهادت تو، چرا کوه ها هنوز ايستاده اند و ابرها هنوز برفرازند؟ چرا خورشيد هنوز مي درخشد و افلاک در فضاي لايتناهي رها نمي شوند؟! چرا چشمه ها هنوز مي جوشند؟ چرا خون در ميان رگهاي آدميان جاري است؟ چرا ديده ها هنوز روشن است و چرا سرنوشت ها هنوز رقم مي خورند؟... 
و اين چيزي نيست جز عنايت تو، اي مظلوم هميشه تاريخ! خوب مي دانيم تو، عاشورا و قيام پرشورت، عطيه اي الهي هستيد که هر سال از آسمان خدا چون رحمتي بي بديل بر سفره وجود تشنه و گرسنه زمينيان فرود مي آييد، تا شايد راه هدايت در جهان هستي جريان يابد. 

عاقبت شهادت نصیب سالار شهیدان

حظه ها مي گذرند و زمان اندك اندك پير مي شود. حالا ديگر كاروان حسين دو گروه شده است، گروهي ازآنان به سفر آسمانها رفته اند و ميهماني خداوند و گروهي از آنان هنوز ساكن زمينند تا به سفري ديگر بروند سفر اسارت كه از آن گريزي نيست. 
حمله هاي دشمن شدت بيشتري يافته است، كفر عزم خود را جزم كرده است تا حق را از پاي درآورد و چراغ عدالت خواهي را خاموش كند، اما حسين همچنان ايستاده است، استوارتر از كوه و بي كران تر از اقيانوس با اين كه ياران او به خون مي غلطند، اما او اندكي دچار ترديد و تزلزل نمي شود و با چكيدن هر قطره خوني از همراهانش عزم او جزم تر مي شود، حسين از همه چيز گذشته است و تنها به ماندن دين خدا مي انديشد. از دشمن مهلت خواسته است نه براي استراحت و مشغول شدن به دنيا، بلكه براي مناجات دوباره خداوند. براي برپا داشتن نماز و ذكر خداوند بزرگ كه از او كوه ساخته است، براي اين كه ديگر بار لحظاتي را با كودكان مسلم باشد، با رقيه كوچك با فاطمه و ... 
براي اين كه به خاندانش از دين خدا بگويد و پاسداري از آن. 


و حالا او مانده است و سپاهياني بي دين كه براي كشتن او و يارانش بي تابي كرده اند تا حكومت را خوش آيد و آنان را با پرداخت سكه اي، حكومت شهري، دادن لقبي يا ... بنوازد و حسين دلش مي گيرد از اين همه كوچك بودن دشمنانش كه مي توان آنها را به سكه اي خريد و به پست و مقامي و خوش حال است كه حالا ديگر مي تواند اين آدمهاي حقير را نبيند و از آنان دور باشد. 
ذوالجناح هم خسته است با حسينش بوده است در راه كربلا، در حج و حالا او هم مقابل لشكر كفر ايستاده و حسين را ياري مي كند. حسين امروز را شمشير زده است، تشنه است و خسته و او تنها مانده است، حالا ديگر خيال دشمن راحت تر شده، حسين تنها مانده است و راحت تر مي توان با او مقابله كرد، هر چند هنوز هم شمشير حسين برنده است، اما فراواني لشكر عمر سعد و شمر كار را بر او مشكل مي كند. در آسمان تيري مي رقصد و مي آيد و ناگهان بر سينه خورشيد مي نشيند و حسين با خستگي و تشنگي فراوان از ذوالجناح بر زمين مي افتد و خورشيد بر زمين مي افتد و آسمان و همه ارجمندي هاي مجسم. 


ساعتي بعد زمين كربلا از عطر سيب پر مي شود، از عطري كه از بدن پاك و مطهر حسين(ع) برمي خيزد و ذوالجناح با يالي خونين به سمت خيمه ها برمي گردد و صداي گريه كودكان و زنان به اوج مي رسد و كودكاني به ياد مي آورند مهرباني حسين را با خود، نوازش هايش را، لبخندهايش را و حالا همه خوبي ها از آنان دريغ شده است، زينب مي گريد و سجاد به خدايش شكايت مي برد و سرانجام عاشورا تمام مي شود، عاشورا تمام مي شود و صحرا تشنه، تشنه تر و لبهاي خشكيده خشكيده تر و اشكها فراوان تر و سربازان ذليل دشمن يورش مي برند تا خيمه ها را آتش بزنند و غارت كنند و زنان و كودكان از خيمه اي به خيمه اي ديگر مي گريزند و از پناهي به پناهي ديگر تا كفر جولان دهد و تاريخ بنويسد چه ستم ها كه بر حسين و آل حسين(ع) نرفت تا چشمه خداپرستي تا هميشه جوشان باشد.




برچسب ها :

عاشورای حسینیعزاداری عاشورای حسینیمحرمقروه در سوگعزاداری عاشورای حسینی در قروهعزاداری

نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
فیلــــم
بیشتــر
یه خر رو چطوری توی یخچال جا میکنن؟
کلیپ شهدای مظلوم روستای دگن
اختتامیه اولین رویداد تخصصی فضای مجازی بسیج / معرفی چهره سال فضای مجازی
فیلم/ خوشحالی مردم شهرستان قروه از صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی 2018 روسیه
مستند جنجالی چرخ/ قسمت پنجم
یه خر رو چطوری توی یخچال جا میکنن؟
کلیپ شهدای مظلوم روستای دگن
اختتامیه اولین رویداد تخصصی فضای مجازی بسیج / معرفی چهره سال فضای مجازی
فیلم/ خوشحالی مردم شهرستان قروه از صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی 2018 روسیه
مستند جنجالی چرخ/ قسمت پنجم
آخرین اخبار
پربازدیدترین های یک ماه اخیر

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

پیشخوان روزنامه ها

ADS In Website