سه شنبه 25 خرداد 1395 / 08:15|کد خبر : 1907|گروه : سیاسی

مقاله

گرایش به غرب خطای راهبردی حزب حاکم ترکیه

گرایش به غرب خطای راهبردی حزب حاکم ترکیه

رویکرد دموکراسی محافظه کار حزب عدالت و توسعه در واقع بخش مهمی از شروط اتحایه اروپا در چارچوب موازین کپنهاگ و از طرفی بخش مهمی از سیاستی بود که دولت جورج بوش در سال 2005 به صورت علنی از آن با نام طرح خاورمیانه بزرگ یاد می کرد.

به گزارش خبرنگار سراب خبر، حسین عربیان در این مقاله با برشمردن اشتباهات استراتژیک حزب حاکم ترکیه به ریشه های فکری و سیاسی این حزب اشاره می نماید و انحراف مسلمانان از جریان بیداری اسلامی را نشات گرفته ازسیاست های اشتباه این حزب در جریان برخورد با گروهک های تکفیری می داند.

 

حزب عدالت و توسعه با ریشه های اسلامی، در فضای اقتدار گرای حافظان کمالیست و با پیش زمینه ای از جریان 28 فوریه توانست در جریان انتخاباتی سال 2002 به رهبری رجب طیب اردوغان به پیروزی برسد. از ابتدای تاسیس این حزب مشکل اصلی بر دایره مشروعیت می چرخید. این مشروعیت به طور عمده در دو محور خلاصه می شد: 1.مشروعیت داخلی؛ که حزب می بایست بتواند در جریان قدرت، پایگاه اجتماعی و طبقاتی خود را برای انتخابات آتی گسترش دهد و از طرفی با توجه به تجربه تاریخی، احساسات کمالیست ها را برای اعمال کودتا علیه حزب برنیانگیزد؛ 2.مشروعیت خارجی؛ حزب عدالت و توسعه در این راستا نیز باید می توانست حمایت اتحادیه اروپا و آمریکا را بدست آورد؛ زیرا از یک طرف ترکیه به دلیل قرار گرفتن در منطقه‌اي پرحادثه و پرچالش برای منافع غرب از اهمیت اساسی برخوردار بوده.

ترکیه به عنوان عضوي از ناتو، در واقع مرز اين سازمان با خاورميانه است. ناتو از طريق تركيه با سوريه، عراق و ايران هم مرز مي‌شود.از این رو می بایست منافع غرب را نیز درنظر می گرفت و از طرفی از آن به عنوان مشروعیت داخلی استفاده می کرد.

حزب عدالت و توسعه در چنین شرایطی رویکرد خاصی را در پیش گرفت که البته زمینه اتخاذ چنین رویکردی نیز با توجه  پیشینه تاریخی و جغرافیایی ترکیه آماده بود. چندین مسئله در این میان از اهمیت اساسی برخوردار بود از جمله مسائل اقتصادی، سکولاریسم، اکراد و منافع غربی که خود تا حدود بسیاری در حوزه های قبلی خلاصه می شد و نکته مهم تر اینکه این مسائل به صورت بسیار پیچیده ای به هم مرتبط می شدند. این الگو در حوزه اقتصادی با اتخاذ سیاسیت های بازار آزاد و رقابتی و کمک های مالی وتجاری نهاد های بین المللی توانست تا به امروز از رونق اقتصادی ایجاد شده برای حمایت از خود به نحوه کاملی استفاده نماید.

سکولاریسم از مسائل بسیار مناقشه بر انگیزی است که از هر دو منظر داخلی و بین المللی دارای اهمیت فراوانی است. لذا در برابر این مسئله حزب عدالت و توسعه می بایست تعریفی از دین را ارائه می داد که نه تنها از حساسیت کمالیست ها  می کاست بلکه حمایت غربی ها را نیز جلب می کرد و از طرفی حمایت اسلام گرایان را نیز تا حدودی بدست می آورد.یعنی تعریفی که در آن وجوه سیاسی و انقلابی دین و یا به زبانی دیگر وجوه ایدئولوژیکی دین را مخدوش می کرد. تعریف حزب عدالت و توسعه نیز درست در بردارنده چنین تعریفی بود. البته غربی ها و بویژه آمریکا نیز در برابر رویکرد گسترش جنبش های اسلامی در منطقه و بویژه وقوع انقلاب اسلامی ایران، نیاز مبرم به چنین رویکردی داشتند، تا هم بتوان گرایشات رو به رشد اسلام سیاسی و انقلابی را عقیم کنند و هم ارزش های غربی را ترویج دهد. رویکرد "دموکراسی محافظه کار" که حزب عدالت و توسعه خود را با آن معرفی می کرد، دقیقا چنین رویکردی را در برداشت به گونه ای که هم به مردم آزادی عمل در چارچوب ارزش های حقوق بشری و دموکراسی غربی را می داد و هم از طرفی، از دین تعریفی هویتی ارائه می کرد تا اسلام سیاسی و ایدئولوژیک را در مسیر اسلام فرهنگی قرار دهد. اسلام هویتی و فرهنگی؛ اسلامی متساهل، کثرت گرا و فاقد وجوه سیاسی و ایدئولوژیکی بود که بر اساس سکولاریسم آمریکایی تئوریزه شده و اجرا می گشت. این نوع رویکرد با اعمالی از اسلام خواهی از جمله عبادات، حجاب و مسائل شرعی فردی کاری نداشت.

حزب عدالت و توسعه با پیش گرفتن چنین رویکردی نسبت به دین، حتی می توانست از برخی هویت های اسلامی از جمله داشتن حجاب در چارچوب قوانین حقوق بشری حمایت کند. این نوع تعریف از دین در عین پذیرش هویت های اسلامی، ارزش های غربی را نیز مورد تاکید قرار می داد .چنین رویکردی از تلفیق ارزش های غربی و فرهنگ اسلامی از منظر غربی ها؛  در برابر الگوهای اسلام سیاسی به عنوان الگویی میانه یاد می شد.

رویکرد دموکراسی محافظه کار حزب عدالت و توسعه در واقع بخش مهمی از شروط اتحایه اروپا در چارچوب موازین کپنهاگ و از طرفی بخش مهمی از سیاستی بود که دولت جورج بوش در سال 2005 به صورت علنی از آن با نام طرح خاورمیانه بزرگ یاد می کرد.حزب عدالت و توسعه با تاکید بر هویت اسلامی از وجوه اتحادی آن در برابر جدایی طلبی اکراد و اتحاد با سایر کشور های اسلامی با چاشنی نوعثمانی گری استفاده می کرد.با دقت در عملکرد حزب می توان دریافت اتخاذ چنین رویکردی بر اساس اصل مهم تری به نام "منفعت-هویت" صورت می گرفت .منفعتی که خودرا در بقای حزب می دید و هویتی که بر ریشه های اسلامی تاکید داشت.

با هر پیروزی حزب عدالت و توسعه در انتخابات دو ویژگی درآن تکامل یافته و تقویت می شود.یک اینکه با توجه به شخصیت اردوغان و نفوذ ویژه او در حزب به مرور حزب گرایش "شخص محور" به خود می گیرد.از این رو اندیشه های اردوغان و نقش او به مرور پر رنگ تر می گردد. اگر چه موانع قانونی مانع از گرفتن پست نخست وزیری برای دوره چهارم توسط اردوغان شد. وی در انتخابات  توانست پست ریاست جمهوری تصاحب کرد. ادروغان در سال های قبل تلاش های برای تغییر نوع حکومت از پارلمانی بر ریاستی انجام داد و امروزه با  گرفتن پست ریاست جمهوری این تلاش ها گسترده تر گردید تا به تبع آن قدرت خود را افزایش دهد.دوم اینکه با گسترش مشروعیت حزبی و رفع مسئله کمالیست ها سیاستمداران حزب و بویژه اردوغان گرایش بیشتری به بیرون از مرز های جغرافیایی کشور و ایفای نقش های منطقه ای پرداختند. از این رو رویکرد نوعثمانی گری به مرور تقویت شد و با شروع تحولات بیداری اسلامی در سال 2011 تمایل برای افزایش نفوذ منطقه ای و بهره گیری از تحولات منطقه به اوج خود رسید.  

شروع آنی تحولات بیداری اسلامی در کنار پیش زمینه ای که حزب عدالت و توسعه به مرور برای خود بوجود آورده بود و تاکید مستمر غربی ها بر اهمیت الگوی ترکیه؛ این گمان را در ذهن سیاستمداران ترکیه ایجاد کرد که شرایط منطقه برای افزایش نفوذ و محبوبیت آنها در بین معترضان کشورهای اسلامی و متعاقبا، همه‌گیر کردن الگوی «عدالت و توسعه» و در دست‌ گرفتن رهبری جهان اسلام سنی مناسب بوده است. ضمن اینکه ایران را نیز به عنوان یک الگوی قدرتمند منطقه ای، رقیبی برای خود می دانستند. از این رو رهبران ترکیه احساس کردند که می توانند درآن واحد از غرب و شرق سود جویند زیرا ترکیه در راستای غرب گرایی و شرق گرایی در هر مقطعی با توجه به شرایط زمانی سیاست کسب حداکثر منفعت را پیش می برد. به عبارتی زمانی که غرب گرایی حائز منافع بیشتری بود به سمت غرب و زمانی که شرق حائز اهمیت بیشتری داشت به سمت شرق گرایش پیدا می کرد و از آنجایی که کنار غرب بودن حائز منافع بیشتری برای ترکیه بود سعی می کرد در بیشتر مواقع گرایش به سمت غرب پیدا کند اما در جریان بیداری اسلامی ترکیه احساس کرد که می تواند غرب و شرق را درکنار هم داشته باشد.

اگر دقت کنیم تناقض چندانی میان سیاست های امروزی ترکیه با قبل مشاهده نمی کنیم به عبارتی اهداف در نهایت یکی است. ترکیه، ورود به تحولات خاورمیانه را فرصتی می دانست که می تواند اهداف بلند مدت خود را که سال ها برای نیل به این اهداف تلاش نموده درفرصتی کوتاه بدست آورد. اهداف و منافع کلان ترکیه در ورود فعال به تحولات اخیر خاورمیانه را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:1.بدست گرفتن رهبری اصلاحات سیاسی در خاورمیانه2.ارائه الگوی حکومتی به کشور های انقلابی3.افزایش اعتبار استراتژیک و ژئوپولیتیک ترکیه نزد غرب و تسهیل روند عضویت در اتحادیه اروپا . اما یک قضیه تفاوت  بارزی را مشخص می ساخت این قضیه به حدی دارای اهمیت استراتژیک بود که کل تحولات خاورمیانه را به سرعت به سمت خود جلب کرد و آن ورود به عرصه سوریه بود که حمایت ویژه غربی ها ،سران اعراب و اسرائیل را به دنبال داشت و اتحادی را شکل می داد که نظیر آن را تنها می توانستیم در حمله عراق به ایران مشاهده کنیم.شکست سوریه درعرصه این منازعات  یعنی شکست محور مقاومت به رهبری ایران که آرزوی دیرین اسرائیل، برخی کشورهای مرتجع عربی به سر کردگی عربستان سعودی و غرب بویژه آمریکا بود که می توانست بازوی ایران را در منطقه قطع کند.

القای برتری الگوی ترکیه در سطح منطقه ای و بین المللی، پیش زمینه رهبران حزب عدالت وتوسعه در احیای امپراتوری عثمانی، منافع بسیار گسترده ای که با این کار عاید ترکیه می شد و رخداد ناگهانی بیداری اسلامی سبب گردید ترک ها نیز تا حدودی خطای راهبردی صدام حسین نسبت به ایران را مرتکب شوند.اظهار نظرات رهبران حزب عدالت و توسعه در ابتدای ورود به مناقشات سوریه همگی حاکی از این برآورد های اشتباه بود به گونه ای که حتی داود اغلو، مبدع استراتژی تنش صفر با همسایگان، را واداشت روی سقوط حکومت بشار اسد شرط بندی کند؛ اما عرصه میدانی حکایت از چیز دیگری داشت و آن قربانی شدن هزاران انسان بی گناه، آوارگی میلیون ها انسان مسلمان، ترویج تروریسم و نا امنی در منطقه، رواج اسلام خشونت گرا در سطح جهان و هزینه های بسیار سنگینی بود که می بایست تاوان آن را نه تنها ترکیه بلکه منطقه و مسلمانان بپردازند و کسب منفعتی باشد برای غربی ها، اسرائیل و برخی سران مرتجع عربی در انحراف مسلمانان از جریان بیداری اسلامی. از این رو سیاست های حزب عدالت و توسعه و راهبردی که در مورد سوریه به اجرا درآورد، درست در راستای همان سیاست منفعت –هویت پیگیری می شد، البته با برآوردهایی وسوسه انگیزانه و در حد همان احیای امپراتوری عثمانی.


رهبران حزب عدالت و توسعه حتی از تجربه تورگوت اوزال (نخست وزیر و رئیس جمهور ترکیه بین سالهای 1893 تا 1993 که تا حدودی می توان گفت بسیاری از سیاست های اردوغان از او وام گرفته شده) درجنگ خلیج فارس در سالهای 1990-1991 استفاده نکردند. اوزال دقیقا بر اساس همین ذهنیت و با وسوسه های آمریکا وارد صحنه جنگ عراق و کویت شد و نه تنها نتوانست به اهداف خود برسد بلکه هزینه ای سنگینی را نیز متحمل شد.  مَا أَكْثَرَ الْعِبَرَ وَ أَقَلَّ الِاعْتِبَارَ !

حسین عربیان کارشناس ارشد علوم سیاسی

گرایش به غرب خطای راهبردی حزب حاکم ترکیه




برچسب ها :

گرایش به غرب خطای راهبردی حزب حاکم ترکیهرویکرد دموکراسی محافظه کار حزب عدالت و توسعهحسین عربیانفضای اقتدار گرای حافظان کمالیستتحولات بیداری اسلامی

نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
فیلــــم
بیشتــر
فیلم/ خوشحالی مردم شهرستان قروه از صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی 2018 روسیه
مستند جنجالی چرخ/ قسمت پنجم
شکستن شاخه درخت در روز سیزده بدر در قروه
اختصاصی/ نگاهی متفاوت به دربی 84 و غم و شادی های بعد از بازی
اشتباهی تکراری برای استقلال
فیلم/ خوشحالی مردم شهرستان قروه از صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی 2018 روسیه
مستند جنجالی چرخ/ قسمت پنجم
شکستن شاخه درخت در روز سیزده بدر در قروه
اختصاصی/ نگاهی متفاوت به دربی 84 و غم و شادی های بعد از بازی
اشتباهی تکراری برای استقلال
آخرین اخبار
پربازدیدترین های یک ماه اخیر

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

پیشخوان روزنامه ها

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

ADS In Website

سراب خبر، قروه،باران،خیریه